تبلیغات
كلبه تنهایی - مقصر






كلبه تنهایی

چند روز پیش....


كودكی در درون كوچه های سرد و بی روح شهرش...


شاهد زمینگیر شدن پدرش بود....


چهارده سال داشت و پدرش چهل سال...


دزد و قاچاقچی بودنش را نمیدانم.... و امیدوارم كه نبوده....


می گویند كارگری ساده و زحمتكش بود....

برای درآوردن خرج زن و چهار بچه اش...


ضایعات خرید و فروش میكرد....


كسانی كه اورا مورد ضرب و شتم قرار داده اند...


چهار نفر بودند...


از ماموران زحمتكش شهرداری...


مقصر كیست؟؟؟؟


آن مرد كه برای در آوردن خرج خانه اش كارگری می كرد...


یا آن پسر چهارده ساله كه به كمك پدر آمده بود..؟؟؟

فلسطین را خوب می شناسید...


اگر یك بمب به آنجا بخورد... كل خبرها و شبكه های ایران در دفاع از غزه به پا می خیزند...


ما اسراییل را مقصر میدانیم...


درست است؟؟؟


چون رژیم صهیونیستی است... مقصر میدانیم


چون رژیم غاصب است مقصر میدانیم...

ماموران شهرداری ما نه غاصب اند و نه صهیونیست... زحمتكش اند...


فقط با یك ضربه ی ناقابل چهار كودك را یتیم كردند....


چیز بسیار مهمی نیست...


اگر مهم بود اخبارهایمان تا چند روز پشت سر هم این خبر و جزییاتش را تكرار می كردند...


مظلومیت را می توان در چشمان كودكانش دید...


اما نفرت را در چشم كودك چهارده ساله اش به خوبی می توان یافت...

كه با همان چشمان شاهد مرگ پدرش بود....


تسلیت گفتن و توجه كردن لازم نیست...


آن لحظه كه التماست میكرد كه پدرم را نزن باید توجه میكردی...


پسرك چرا ناراحتی؟؟؟؟؟؟


كاری نكرده اند كه......


فقط...


فقط...


فقط پدرت را كشته اند....


فقط بی پدرت كرده اند...


شاید خدایی نكرده مقصر مامورین شهرداری باشند...


ولی فكر نكنم... آنها زحمتكش اند...


مقصر آن پدری است كه میخواست یك لقمه نان حلال برای زن و بچه اش فراهم آورد....


فیلم منتشر شده را كه تماشا كنی...


معنای نگاه آن كودك به پدرش در حال جان دادن را خوب درك خواهی كرد...


پسرك نگران نباش...


سازمان ها و نهادهای دولتی به كمكت خواهند آمد...


اما در آخر فوت پدر زحمتكش و گرامی ات را به تو و خانواده ات تسلیت می گوییم...


روحش شاد...


نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 10:54 ق.ظ توسط Ѧł☺ᾔε ℬѺƴ نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت