تبلیغات
كلبه تنهایی - حاجی شهرمون






كلبه تنهایی

قابل توجه كسانی كه می خواهند آدرس حاجی شهرمون رو بدونن...

یه خیابون هست...

توش دو سه تا سطل آشغال بزرگ هست كه هروز دو سه تا بچه توش دارن برای پیدا كردن غذاشون...

مثل گربه ها تلاش می كنن..!!!

اون خیابون رو كه مستقیم بیای ....

میرسی به یه كوچه...

اول كوچه یه خونه هست كه سه نفرن و یكیشون كه پسر خانوادست دانشجو هستش...

تا ترم دو رفت و دیگه نتونست شهریه اش رو بده ....نرفت...

همین طور كه میای...

میرسی به یه خونه ی دیگه كه وسطای كوچه هستش...

یه خانواده ی چهار یا پنج نفری هستن كه یكی از اونا دختر دم بخت هستش...

تا دیروز نامزد بود اما وقتی نتونست جهیزیه اش رو جور كنه ..طلاق گرفت..!!!

بازم كه میای می رسی به ته كوچه كه یه خانواده ی سه نفری دیگه هستن...

مرد خونه كار خوبی نداره ... برای همین هرشب دیر میاد خونه تا پسرش خواب باشه و ازش چیزی نخواد....

یه همسایه ی دیوار به دیوار دارن كه هفته ی قبل، وقتی حاج آقا حج تشریف داشتن....دختر كوچیكشو ن مرد....

 

حالا حتما می پرسی پس خونه ی حاجی كو؟

اوناهاش وسط كوچه یه در بزرگ و یه خونه ی ویلایی خیلی بزرگ...

كه وقتی میرسی می بینی كه چقدر پارچه و بنر زدن...

پسر حاجی می گفت فقط خرج این پارچه ها و بنرها یه میلیون شد!!!!

الآن حاجی تو خونست و داره از مهمونای پولدارش پذیرایی می كنه...

راستی اون چند تا بچه رو می بینی؟؟؟

اونا هرشب اینجان و دارن از آشغالا برای خودشون غذا درست می كنن!!!!

ازحاجی خواستن بهشون غذا بده ولی برای حفظ آبروش این كار رو نكرد...

دیگه مزاحمت نمیشم برو حاجی منتظرت هستش...

راستی یه چیز رو یادم رفت بگم!!!!!

حاجی هشتمین بار بود كه حج می رفت!!!!!!!

 

 


نوشته شده در چهارشنبه 27 فروردین 1393 ساعت 09:10 ب.ظ توسط Ѧł☺ᾔε ℬѺƴ نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت