تبلیغات
كلبه تنهایی - داستانهای كوتاه جالب(یك سنت)






كلبه تنهایی

پسر كوچكی، روزی هنگام راه رفتن در خیابان، سكه ای یك سنتی پیدا

كرد. او از پیدا كردن این پول ، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده

شد. این تجربه باعث شد كه او بقیه روزها هم با چشمان باز سرش را به

سمت پایین بگیرد و در جستجوی سكه های بیشتر باشد.

او در مدت زندگیش، ۲۹۶ سكه ۱ سنتی، ۴۸ سكه ۵ سنتی، ۱۹ سكه ۱۰

سنتی، ۱۶ سكه ۲۵ سنتی، ۲ سكه نیم دلاری و یك اسكناس مچاله شده

یك دلاری پیدا كرد. یعنی در مجموع ۱۳ دلار و ۲۶ سنت.

در برابر به دست آوردن این ۱۳ دلار و ۲۶ سنت، او زیبایی دل انگیز

۳۱۳۶۹ طلوع خورشید ، درخشش ۱۵۷ رنگین كمان و منظره درختان افرا

درسرمای پاییز را از دست داد . او هیچ گاه حركت ابرهای سفید را بر فراز

آسمان ها در حا لی كه از شكلی به شكلی دیگر در می آمدند، ندید.

پرندگاندر حال پرواز، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز

جزئی ازخاطرات او نشد.


نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین 1392 ساعت 03:38 ب.ظ توسط Ѧł☺ᾔε ℬѺƴ نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت